-کجا داری میری؟
-با کی؟
-واسه چی؟
-چطوری دارین می رین؟
-کشف چی؟ -چرا فقط تو؟
-تا تو برگردی من چیکار کنم؟!
-می تونم منم باهات بیام؟!
-کِی برمی گردی؟
-برای شام خونه ای دیگه؟!
-واسم چی میاری؟
-تو عمدا این برنامه رو بدون من ریختی، اینطور نیست؟!
-جواب منو بده؟
-من می خوام برم خونه مامانم!
-من می خوام تو منو اونجا برسونی!
-دیگه هیچوقت به این خونه برنمی گردم!
-منظورت چیه "اوکی"؟!
-چرا جلوم رو نمی گیری؟!
-من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چی هست؟
-تو همیشه اینجوری رفتار می کنی! -آخرین بار هم همین کار رو کردی!
-می بینم این روزها داری یه کارهایی می کنی!
-من هنوز نمی فهمم، مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده!
ظاهرا در مورد این یک موضوع، تمام فرهنگها به طرز وحشتناکی با هم وجه مشترک دارند. در ضمن، خوب شد کریستوفر کلمبوس مجرد بود!

قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد”حسینی باش که در محشر نگویند”چرا
پرونده ات امضاء ندارد
ای عشق صدایم کن دوباره .........................
دوستت دارم بهترین لحظه های زندگی............
عید غدیر عید ولایت عید عدالت عید حقانیت بر تمام شیعیان جهان مبارک باد

در حضور خارها هم ميشود يک ياس بود....در هياهوي مترسکها پر از احساس بود
ميشود حتي براي ديدن پروانه ها….شيشه هاي مات يک متروکه را الماس بود.
دست در دست پرنده،بال در بال نسيم....ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود
کاش مي شد حرفي از « کاش ميشد» هم نبود….هر چه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود

يك شبي مجنون نمازش را شكست ...
بي وضو در كوچه ي ليلا نشست...
عشق آن شب مست مستش كرده بود ...
فارغ از جام الستش كرده بود ...
سجده اي زد بر لب درگاه او...
پر زليلا شد دل پر آه او ...
گفت يارب از چه خوارم كرده اي ...
بر صليب عشق دارم كرده اي ...
جام ليلا را به دستم داده اي...
وندر اين بازي شكستم داده اي ...
نشتر عشقش به جانم مي زني...
دردم از ليلاست آنم مي زني ...
خسته ام زين عشق، دل خونم مكن...
من كه مجنونم تو مجنونم مكن...
مرد اين بازيچه ديگر نيستم...
اين تو و ليلاي تو من نيستم ...
گفت: اي ديوانه ليلايت منم ...
در رگ پيدا و پنهانت منم ...
سال ها با جور ليلا ساختي...
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم و در چشمانت خیره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری
کنم،منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم،سر روی شانه هایت بگذارم....از عشق تو از داشتن
تو اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدسی هستم که تو را در آغوش بگیرم و بوسه ای از سر عشق
به تو تقدیم کنم و با تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم
ازدواج امام علی و حضرت زهرا رو به شما گل ها تبریک میگم
من عشق را درتو
تو را در دل
دلم را موقع تپیدن
و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من جهان را به خاطر خدایش ، خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم












بی تو روزها مثل مرگه
شب بی تو سرده سرد
بی تو من تيره و تارم
حس خنديدن ندارم 
بی تو زندگيم چه شومه
عمر من ديگه تمومه 
بی تو من يه شور زارم
با تو اما من بهارم 
با تو ای زيباي خوبم
من بهارم 
تا هميشه موندگارم











